مینودشت

 

 

شهر مینودشت، با جمعیت حدود ۳۲هزار نفر به مساحت ۷کیلومتر، شهری است دامنه ای ( نه کوهستانی و نه دشتی ) با آب و هوایی بسیار معتدل، که شغل عمده مردم آن کشاورزی در مقیاس کوچک و کم درآمد و مشاغل جنبی آن بازرگانی و تجاری می باشد.

 

قومیت اصلی مردم منطقه، قزلباش بوده و قومیت های تات نیز در مناطق کوهستانی زندگی می کنند. اقوام و مهاجرانی از شهرهای اطراف در این شهر سکونت دارند که همزیستی و همگرایی خوبی بین آنان وجود دارد.

 

قدیمی ترین اصطلاحی که به شهر مینودشت نسبت داده شده کلمه کبودجامه می باشد که قدمت تاریخی زیادی دارد. حمدا… مستوفی (مورّخ ایرانی) و سیّاح و جهانگرد معروف انگلیسی … در سفرنامه خودش این مطلب را ارائه می کند «کبودجامه منطقه ای بود بین خوارزم و استرآباد (گرگان امروزی) که مردم در آن سکونت داشتند.» مردم کبودجامه پس از استیلای مغولان بر خوارزم به این منطقه آمده و مسقر می شوند، پس از انحطاط دولت و تمدن جرجان که توسط حملات مغول صورت گرفت، منطقه جرجان زیر سیطرۀ حکومت کبود جامه ها قرار گرفت.

 

از نظر شرایط بومی – اقلیمی و طبیعی، مورخان به نکته جالبی اشاره می کنند و آن اینکه: «کبود جامه منطقه ای بوده بسیار عریض و پهناور با باغهای انگور و تولیدات وسیع ابریشم و غلّه که نشان از آبادانی منطقه داشته است.» ولی در اواخر سنه هشتم در اثر حمله تیمور این منطقه رو به انحطاط میگذارد.

بعد از کلمه کبود جامه لفظ «حاجیلر» به این منطقه اطلاق شد که بنا به منابع موثق حاجیلرها، طایفه ای از گرایلوها می باشند، که آنها هم بخشی از کبودجامه ها بوده اند. سیاح و جهانگرد انگلیسی در سفرنامۀ مازندران خودش معتقد است: محمدحسن خان جلایر در استرآباد اعلام استقلال میکند و حکومت مرکزی برای سرکوب این قیام سپاهی را به منطقه اعزام میکند، محمدحسن خان جلایر به محلی به نام قلعه ماران (منطقه ای وسیع و چشم نواز میان رامیان و روستای قلعه قافه) متواری می شود، درآنجا یکی از معتمدین محمدحسن خان به نام «حاجی» مخفیگاه او را به حکومت مرکزی گزارش داده و حکومت مرکزی هم به رسم سپاس منطقه قلعه ماران و مناطق مجاور آن را ( که بعدها حاجیلر نامیده شد) به او واگذار کرد.

 

اصطلاح کلمه «سنگر» بعد از حاجیلر بوده و معنای این کلمه سازگاری چندانی با موقعیت این منطقه ندارد. سنگر محله محدودی در بخش پسرک (از محلات شهر مینودشت) می باشد و علت نامگذاری آن این بوده که در یک مقطع زمانی خاصی جنگی بین مردم حاجیلر و مهدی شاه (یکی از خوانین فندرسک) صورت گرفته که مردم حاجیلر به دفاع از حریم شهر پرداختند که کلمه سنگر پسرک نیز به نوعی به این شهر اطلاق شد.

 

این منطقه از سال ۱۳۱۶ بعد از استحکام حاکمیت رضاشاه به جهت بکر و چشم اندازهای بسیار زیبایی که داشته، دشت مینو، دشت بهشت و نهایتاً مینودشت نامگذاری می شود. شهر مینودشت از سه محله پسرک، خوردیماق و قره محمودلوها تشکیل شده است. عمده مردم این منطقه قزلباش بوده و به زبان ترکی تکلم می کنند. قزلباش ها در زمان حکومت صفویه برای برقراری امنیت به جهت ترک تازی هایی که به این منطقه می شد، به این محل آورده شده و به صورت یک طایفه محلی مستقر می شوند.

بقایای تمدنی و کاوش های باستان شناسی، نشان از یک پیشینۀ بسیار کهن و غنی از فرهنگ و تمدن این مرز و بوم دارد. از نمونه های برجسته ای از کاوش های باستان شناسان در منطقه می توان به غار کیارآم اشاره کرد. چارلز مک بورنی یکی از اساتید دانشگاه کمبریج لندن در سال ۱۳۴۲ که در این منطقه گمانه زنی هایی انجام داده و ۵۰ حلقه چاه حفاری کردند، که در این حفاری ها توانستند بقایای حیواناتی که امروزه نسل آنها منقرض شده را پیدا کنند که این خود نشان از غنای تمدن منطقه دارد . از آثار تاریخی مینودشت می توان به قلعه سلیمان بوقو که در ۳/سه کیلومتری روستای ترسه مربوط به عصر سلجوقی، شهر باستانی دشت حلقه یا دشت قلعه مربوط به عصر اشکانیان و ( کهنه حمام ) که در شهر مینودشت واقع شده و به روایت سازمان میراث فرهنگی عمری ۴۰۰ ساله دارد که از معماری زیبایی برخوردار بوده و نشان از سابقه فرهنگی و قدمت منطقه دارد.

تمامي حقوق مطالب براي مؤسسه آموزش عالي ميلاد گلستان محفوظ است